خرید بک لینک
یک سال دیگه گذشت و من ۲۴ ساله شدم. خیلی وقت ها سعی کردم قوی باشم و با همه مهربونمیخوام توی همون ۲۳ سالگیم رهات کنم ای ادم اشتباه زندگیم خدانگهدارت...سلام زندگی جدید و زیبای من.من از امروز خودمو خیلی دوست دارم و هرکاری از دستم بربیاد برای ارامش و خوشحالی خودم انجام میدم و اصلا هم برام حرف بقیه برای مهم نباشه و مسائل الکی رو برای خودم بزرگش نکنم...از خواهرجونم هم ممنونم که واسم تولد گرفت بماند به یادگار...

برچسب: نویسنده: مهران مرادی تاريخ: جمعه 19 مرداد 1403 ساعت: 12:07

چند روزه اصلا دوباره چک نمیکنمشامشب داشتم رانندگی میکردم یهویی یک نفر که از پشت سر خیلی خیلی شبیه تو بود در ماشین جلویی پشت فرمون بودمیدونستم تو نیستی اما اصلا برام مهم نبود کجا میره من فقط میخواستم پشت سرش رانندگی کنم و از پشت سر فقط نگاهش کنمدلم نمیخواست بزنم جلو صورتشو ببینم چون همه چیز خراب میشدعوضی اگر بدونی چه بلایی سر من آوردی هیچوقت خودتو نمیبخشی...تو میتونی بری با نا امیدی به همه بگی من رابطه رو تموم کردم اما تو هرگز چیزی نگفتی بلکه با رفتارت بهم نشون دادی. پایان رابطه خواست تو بود...

برچسب: نویسنده: مهران مرادی تاريخ: جمعه 12 مرداد 1403 ساعت: 13:32

انگار جریان فراموش کردن بالا پایین داره

چند روزه دوباره یه خورده دلم براش تنگ شده

چند روزه انگار یه چیزی معدمو داره فشار میده.

البته تقصیر خودم شد رفتم یه خورده از سر کنجکاوی چک کردمش چون تولدش بود.

از امروز دوباره باید به خودم قول بدم تا خواستم بهش فکر کنم حواس خودمو پرت کنم و دیگه اصلا سمت پروفایل و عکساش نرم

برچسب: نویسنده: مهران مرادی تاريخ: چهارشنبه 3 مرداد 1403 ساعت: 15:45

صفحه بندی